X
تبلیغات
روان شناسی - بزهکاری نوجوانان

روان شناسی

روانشناسی

بزهکاری نوجوانان

 

 

 

 

 


مقدمه :

یکی از مهمترین مسائل و مشکلات اجتماعی امروز در جوامع گوناگون ، ناهنجاری های رفتاری و روانی و روشهای مقابله با آنهاست . تردیدی نیست که مسأله بهداشت روانی ، پیشگیری و درمان اختلالات و ناهنجاری های رفتاری روز به روز اهمیت بیشتری در جهان کنونی می یابد . متأسفانه وسائل و امکانات پیشگیری و درمانی بسیار ناچیز بوده ، به هیچ روی کفاف نیازها و تقاضای رو به ازدیاد محیطی را         نمی دهد . عده ی روان شناسان بالینی ، روان کاوان ، روان پزشکان و مددکاران اجتماعی حتی در    پیشرفته ترین کشورها برای مقابله با مبتلایان و دردمندان کافی نیست . تراکم جمعیت در مراکز و    کلینیک های روانی و مطب های خصوصی روان پزشکان ، اغلب آنچنان است که درمان را برای مدتها گاه شش ماه تا یک سال به تعویق می اندازند ؛ در حالی که افرادی که دچار موقعیت های بحرانی هستند درست در لحظه ی بحران به کمک نیاز دارند علاوه بر این گاه یک مشکل جزئی شخصیتی ، که رفع آن مستلزم آگاهیهای مقدماتی و کوششهای ابتدائی است ، بر اثر مرور زمان به یک مشکل حاد و مزمن بدل خواهد شد . یکی از ناهنجاری های رفتاری و روانی امروزی در قشر نوجوان و جوان جامعه و مربوط به بزهکاری این قشر می باشد و متأسفانه این مسأله به خصوص در مورد طبقات غیر مرفه جامعه بیشتر صادق است .

هدف از نوشتن این پروژه :

1)  شناخت علل و عوامل به وجود آورنده ی بزهکاری

2)  ارائه راه حلهای ممکن برای جلوگیری از بزهکاری نوجوانان وبه طور کلی سازگاری بهتر نوجوانان با خود و یا محیط می باشد .

 

 

 

بزهکاری نوجوانان

نوجوانی دوره ی جالبی است ، زیرا برای هر عبارتی که درباره ی نوجوان بکار رود مفهوم مقابل و ضد آن نیز می تواند مورد استفاده قرار گیرد . مثلاً ، نوجوانان با والدین خود سازگاری دارند ، و یا نوجوانان علیه والدین خویش شورش و طغیان می کنند . به نظر می رسد که اختلاف عمده ی نوجوانان با والدین و دیگر بزرگسالان ، در زمینه ی کسب آزادی به منظور آزمودن انواع نقشها و فرصت هاست . تا بتوانند الگوهای جدید احساس ، افکار و اعمال را فرا گیرند . با این حال عده ای از نوجوانان بیش از بقیه ، از آزادی بهره مند و بیش از سایرین از آن استفاده می کنند . خوشبختانه اکثریت نوجوانان از معیارها و شیوه های رفتاری والدین خود چندان هم دور نمی مانند . و دوره ی نوجوانی به بزرگسالی را با موفقیت و حداقل مشکل     می گذرانند . در حالی که عده ای از این نظم اجتماعی به سوی فرهنگ بزهکاری ، انحراف پیدا می کنند . متأسفانه آمار قطعی از تعداد بزهکاران در جامعه ی ما وجود ندارد زیرا اصولاً آمار دقیق و روشنی از میزان بزهکاری و جرائم حتی در کشورهای مختلف دنیا به علل زیر ، یا وجود ندارند و یا گزارش نمی شوند .

نخست آنکه اعمال بزهکارانه در جوامع و کشورهای مختلف و حتی طی زمانهای متفاوت در یک کشور متغیر است .

دوم آنکه همه ی افراد بزهکار الزاماً به چنگ قانون گرفتار نمی شوند . بنابراین نمی توان ادعا کرد که کلیه نوجوانان بزهکار در ایران منحصر به کسانی هستند که در کانون های اصلاح و تربیت گرفتار آمده اند . سومین دلیل اینکه چه بسا افرادی که بزهکار نیستند صرفاً به خاطر یک رفتار که ممکن است ناشی از انگیزه هائی جز بزهکاری باشد ، به دام قانون گرفتار آمده اند .

 

 

 

علل بزهکاری جوانان و نوجوانان

بزه ، اولین پدیده ای است که با تجمع افراد به دور یکدیگر و شکل گرفتن جامعه ، تظاهر می کند ، زیرا   گردهم آمدن افراد موجب سرپیچی از برخوردهای گوناگونی بین آنها شده و به همین دلیل دستورات و مقرراتی پدید می آید تا قدری آزادی افراد را به سود جامعه مقید گرداند و حدود هر یک از افراد جامعه مشخص شود . بررسی های جرم شناسی نشان می دهد که هر معلولی ، علتی دارد و هیچ چیز به خودی خود وجود نمی آید بنابراین هر جرمی هم دارای علل سازنده ای است که بر روی فرد اثر می گذارد و او را به سوی ناسازگاری و نابهنجاری سوق می دهد . بزهکاری اصولاً از مجموعه ای از جرایمی بوجود می آید که در یک زمان و مکان معین به وقوع می پیوندد و به همین جهت زمانی که مورد بررسی قرار می گیرند ، در حقیقت کلیه پدیده های اقتصادی ، فرهنگی ، بهداشتی ، سیاسی ، مذهبی ، خانوادگی و .... یک جامعه عمیقاً مورد مطالعه واقع می شوند . از لحاظ تکنیکی ، نوجوان بزهکار کسی است که متهم به ارتکاب رفتار ضد اجتماعی و یا قانون شکنی است ، ولی به علت آنکه به سن قانونی ( معمولاً هجده سالگی ) نرسیده است مانند یک مجرم بزرگسال مجازات نمی شود . رفتار نوجوان بزهکار موجب می گردد تا به چنگ قانون بیفتد . زیرا رفتار او نه تنها خود نوجوان ، بلکه دیگر افراد و احتمالاً جامعه را نیز به مخاطره انداخته است . به این ترتیب بزهکاری نیز به ویژه توسط روانشناسان ، به جرائمی اطلاق می شود که افرادی که به سن قانونی نرسیده اند مرتکب آنها می شوند . و با اینکه بزهکاری یک مشکل اجتماعی است و به دلائل زیاد در بین نوجوانان رو به ازدیاد می باشد ، بزرگسالان نباید فراموش کنند که حداقل 95 درصد از نوجوانان بر حسب تعریف قانونی و حقیقی ، بزهکار نیستند و نیمی از حدود 5 درصد بقیه مرتکب جرم شدید و جدی نشده اند و صرفاً به علت سهل انگاری و بی توجهی والدین و مربیان ، و یا شرایط خانوادگی نامناسب و همکاری با مجرمین و بزهکاران بزرگتر ، به چنگ قانون افتاده اند .

در وهله ی اول بزهکاران از جهات مختلف ، سن ، میزان تحصیلات ، جرم ، مشکلات خانوادگی و ...     تقسیم بندی می شوند و به دنبال آن علل و عوامل موثر بزهکاری اطفال و نوجوانان و پیشگیری از این عامل مورد بررسی قرار می گیرد .

علل و عوامل موثر در بزهکاری

علت بروز بزهکاری معمولاً علت واحدی نیست ، بلکه همیشه چندین علت دست به دست یکدیگر داده و باعث بروز بزه در افراد می شوند . علل مهمی که می توان نسبت به سایر عوامل اساسی تر تشخیص داد شامل عوامل اجتماعی ، اقتصادی ، روابط والدین و نوجوان می شود .

عوامل اجتماعی :

جامعه شناسان به عوامل مستقیم و غیر مستقیم محیط و تراکم جمعیت ، وضع سکونت ، آلودگی هوا و ... توجه کرده اند . نقش شرایط اجتماعی و تعارضاتی که در چارچوب آن به وقوع می پیوندد ، انکار ناپذیر   است . به همین دلیل نه میتوان بزهکاری را تنها بر اساس عوامل اجتماعی بررسی کرد و نه یافته های مستقل این زمینه قبلی همواره هماهنگ است .

بررسی ها نشان می دهد وقتی که در جامعه ای ثبات و پایداری اجتماعی وجود نداشته باشد ، جامعه در شرایط دشواری چون شورش ، جنگ یا انقلاب باشد و یا پاره ای شرایط غیر عادی و ناسازگاری عمومی در جامعه رواج داشته باشد ، میزان بزهکاری روبه افزایش می گذارد . و به عکس ، هر قدر جامعه به سوی پایداری سوق داده شود ، میزان بزهکاری کاهش می یابد .

طبقه اقتصادی :

فقر یکی از عوامل مهم از انواع انحرافات از جمله دزدی و انحراف جنسی در مردم ، به ویژه اطفال و نوجوانان است . فقر بی گمان به وجود آورنده سختی ها و ناملایماتی است که اگر نتوان با آنها مبارزه کرد ، خواه ناخواه انسان را به زانو در می آورد . بیشتر محرومیتها و برآوده نشدن تمایلات که موجب عدم اطمینان اجتماعی می شود ، ناشی از عامل فقر است و نمی توان آن را نادیده گرفت . بیکاری ، کمبود مواد غذایی و پوشاک ، بی سوادی و عقب افتادگی ، جهل و خرافات ، عدم بهداشت کافی و انواع بیماریهای روحی و جسمی و حتی در سطح جهانی ، جنگها و خونریزی ها ، ریشه در نیازهای مادی و ترس از فقر دارد . فقدان مسکن ، زندگی در زاغه ها ، سوء تغذیه و بهداشت ناکافی نیز که با فقر ، ارتباط دارند ، از عوامل مهم بزهکاری به شمار می آیند .

روابط والدین و نوجوانان :

احتمال می رود مهمترین عامل موثر در بزهکاری ، روش تربیتی نادرست یا اختلال در شبکه ارتباطی خانواده باشد . تقریباً تمام پژوهشها نشان داده اند والدینی که با کودکان خود مهربان نیستند بیشتر احتمال دارد که فرزندانی بزهکار داشته باشند .

افزایش احتمال بزهکاری در خانواده هایی وجود دارد که والدین از روشهای انضباطی بسیار سخت گیرانه یا بسیار بی بند و بار و فریبنده استفاده می کنند ، شیوه انضباطی به جای آنکه مبتنی بر استدلال باشد مبتنی بر تنبیه بدنی است ، والدین نسبت به فرزندان خود به جای آنکه گرم و صمیمی و عاطفی باشند ، بی توجه ، غافل و تمسخر کننده هستند . آشکار شده است که کودکان بزهکار رابطه بسیار ضعیفی با پدران خود داشته و آنها را به عنوان الگوهای غیر قابل پذیرش ارزیابی می کنند . خانواده های کودکان بزهکار اغلب فاقد پدر بوده و یا پدر غیبت طولانی دارد ، در حالی که بزهکاری با جدایی و طلاق در خانواده همبستگی دارد . ثابت شده است که داشتن مشکلاتی در مدرسه با بزهکاری رابطه بالایی دارد همچنین ، والدینی که از مشکلات عاطفی رنج می برند . آنهایی که سابقه جنایی دارند بیشتر احتمال دارد که کودکان بزهکار داشته باشند . بررسی ها نشان داده است که تنبیه والدین تاثیری بر تقلیل بزهکاری ندارد و موجب تشدید و گاهی     انتقام جویی می شود . چنانچه « روسو » می گوید آنقدر کتک خوردم که حساسیتم نسبت به آن کم شد و سرانجام کتک به نظرم به صورت پاداشی برای دزدی هایم در آمد . با خود می گفتم وقتی مثل یک دزد کتک می خورم حق دارم مثل یک دزد هم رفتار کنم ، متوجه شدم که دزدین و کتک خوردن به هم مربوط هستند .

نقش دوستان و همسالان :

همانند سازی شدید با همسالان با وابستگی به آنها ، صرف نظر از طبقه اجتماعی – اقتصادی ، عامل مهمی در بزهکاری است . نوجوانی که توسط والدینشان طرد می شوند ، برای کسب حمایت و تأئید به سوی همسالان کشانده می شوند . چنین نوجوانانی در مدرسه ضعیف هستند وبه دنبال افرادی می گردند که مانند خوشان باشند ؛ از این رو احتمال دارد که دست به اعمال ضد اجتماعی زنند و همدیگر را برای این اعمال مورد تشویق قرار دهند . اکثر بزهکاران در پاسخ به این سوال که بزه را از چه کسی فرا گرفته اند ، دوستان خود را نام برده اند که این مسأله توجه بیشتر والدین و مربیان را به کنترل و نظرات بر دوستان فرزندان و مربیان می طلبد .

عوامل روان شناختی :

روان شناسان علل مختلفی را برای بزهکاری برشمرده اند ، گاهی بزهکاری را نتیجه ناکامی و تعارضات شدید می دانند که کودک در حال رشد به شدت از آنها رنج می برد ، روانشناسان اهمیت زیادی به روابط مادر و فرزند داده اند . محرومیت از وجود مادر عامل بزرگی است که باعث بزهکاری یک نوجوان می شود . بزهکاری با صفات روان شناختی مختلفی همراه است که برخی از آنها عبارتند از هوش کمتر از متوسط ، سطوح بالای خشم درونی و رفتار پرخاشگرانه ، ناشکیبایی ، نیاز به هیجان ، فقدان هم حسی با دیگران و سطوح پایین استدلال اخلاقی . ثابت شده است که بزهکاران نسبت به غیر بزهکاران عزت نفس پائین تری داشته اند . بعضی از دانشمندان ، ضعف و کم خونی و خستگی زیاد و کمی تغذیه را نیز جزو عوامل بزهکاری ذکر کرده اند .

 

مهمترین اختلالات روانی که منجر به بزهکاری می شود و به آنها نام بیماریهای شخصیت نیز داده اند عبارتند از :

1-  بیقراری : فرد فاقد قدرت تشخیص خیر از شر می گردد .

2-  کژ خوئی : یکنوع تمایل ذاتی است به فساد و بدی .

3-  پارانوئیدیها : که اشخاص بدبین ، خود پرست ، خود خواه و متنفر از اجتماع می باشند .

4-  صرع : اشخاصی هستند دروغ پرداز ، گیج و متظاهر و اغلب در اثر حمله ناگهانی مرتکب ضرب و جرح و قتل می شوند .

5-  هیستری : که مهمترین علائم آن بی حسی ، کار نکردن یک عضو ، گرفتگی صدا ، تهوع و تنگی نفس است .

6-  کاتاتونی : که یک حالت منفی بافی و لجاجت است ، خشم و فریاد و ناگمانی و گاهی حمله به دیگران از علائم آن است .

7-  سایر اختلالات روانی : مهمترین علائم آن عبارتند از : وسواس ، انزوا ، رفتار کودکانه و توهم از اینکه دشمنان می خواهند او را از بین ببرند بنابراین احتمال ارتکاب جنایت دارند .

عوامل دیگری که با میزان بالای بزهکاری همراه است عبارتند از : تغییرات سریع اجتماعی ،   مهاجرت ، زندگی در شهرهای شلوغ و پر جمعیت و تماشای مکرر برنامه های خشونت بار .

بسیار از روان شناسان معتقدند که شروع زودرس رفتار بزهکارانه نشان دهنده رفتار ضد اجتماعی شدید و طولانی مدت خواهد بود . از قبل اعتقاد بر این بود که سه علامت در اوائل کودکی ؛ ایجاد آتش سوزی ،  شب ادراری و آزار حیوانات نشان دهنده ی رفتارهای ضد اجتماعی در سالهای بعد زندگی خواهد بود . پژوهش نشان می دهد عوامل دیگر عبارتند از : جنگجو بودن ، جار و جنجال به راه انداختن ، داشتن مشکلاتی در مدرسه و گریز از مدرسه و ناتوانی سازگاری با دیگران .

علت های دیگر بزهکاری :

1- خانواده های ستیزه گر و متلاشی شده یکی از عوامل اصلی و اولیه گرایش به بزهکاری محسوب شده است ؛ زیرا اکثر ناراحتی های نوجوانان زائیده امر و نهی و سختگیری های والدین و بی مهری در کودکی و محرومیت و عدم رفاه و امنیت ، عصبانیت والدین ، سستی اصول اخلاقی ، حمایت زیاد از نوجوانان و آرزوهای جاه طلبانه والدین برای نوجوانان است که گاهی هم به جنون منتهی می شود .

نوجوانانی که در کودکی و در نوجوانی از آزادی و وسایل اولیه زندگی محروم بوده و نتواسته اند به تحصیلات خود ادامه دهند ، مسلماً می خواهند حقوق از دست رفته را بدست آورند و انتقام خود را از والدین و اجتماع بگیرند ؛ این است که به طور عمدی به دنبال اعمالی می روند که برای آنها منع شده است بنابراین به طغیان و تجاوز علیه حقوق دیگران از طریق ارتکاب بزهکاری اقدام می کنند ، تا بدین وسیله فشارهای درونی و ناراحتی های خود را تسکین داده باشند ؛ غافل از اینکه دردی بر دردهای خود خواهند افزود . منازعات خانوادگی اعم از مشاجرات والدین و یا مشاجرات بین فرزندان ، اعتیاد والدین به مواد مخدر و مشروبات الکلی ، ازدواج های مکرر و بوجود آوردن برادران و خواهران ناتنی ، حسادت و تبعیض بین فرزندان ، طلاق   و ... ، همگی از عوامل مهم بزهکاری نوجوانان و اطفال محسوب می شوند . اینگونه خانواده ها سازمانهایی بدون رخ هستند که هیچگونه عاطفه و محبتی بر آنان حکمفرما نیست و به همین جهت نوجوان احساس ناامنی می کند و همین اضطراب و نگرانی و عدم تامین زندگی اجتماعی او را وادار به خلافکاری می کند . اینگونه نوجوانان به شدت از والدین خود ناراضی بوده و در عین حال چون نمی توانند با آنها ستیزه کنند ، به ناچار شورش و طغیان خود را در خارج از خانواده و نسبت به هم ردیفان والدین خود که اولیای اجتماع باشند به ظهور می رسانند ، کودکی که دائماً در خانواده با بی مهری و خشونت روبه رو بوده است نه تنها در نوجوانی احساس خشم نسبت به آنها می نماید بلکه خشم خود را به خارج از خانواده نیز انتقال خواهد داد که به آن میتوان نام بزهکاری داد .

همچنین خانواده ای که در آن یکی از والدین حضور داشته باشد احتمالاً موجب ناراحتی و طغیان نوجوانان آن خانواده می گردد . زیرا اگر مادر نباشد نوجوان یا کودک از کودکی احساس کمبود کرده و عواطف ناخوشایندی در او ایجاد می شود که عامل مهم بزهکاری به شمار می رود .

2- مدرسه بعد از خانواده نقش بسیار مهمی در زندگی اجتماعی کودکان و نوجوانان به عهده دارد ، زیرا دانش آموزان بیشتر وقت زنده و فعال خود را در مدرسه می گذرانند . بنابراین اولیای آموزشگاهها بخوبی   می توانند ضمن مراقبت و کنترل رفتارهای نوجوانان به مشکلات و ناسازگاری آنها پی ببرند . از طرف دیگر موقعیت و رفتار و برنامه های مدرسه اثر مهمی در علاقمندی و یا فرار نوجوانان از مدرسه دارد . مدرسه همچنین باعث رشد فکری ، عاطفی و اجتماعی کودکان می شود و با آموزش حرفه ای خاص ، آنها را برای وارد شدن به دنیای بزرگسالان آماده می سازد .

3- عامل دیگری که امروزه سبب افزایش بزهکاری اطفال و نوجوانان شده و مهاجرت از روستا به شهر و مشکلات مربوط به حاشیه نشینی است . وضع مساعد و مطلوب مراکز شهری و تمرکز امکانات رفاهی در شهرها باعث شده همه ساله عده ای از روستائیان به نقاط شهری و عده ای از شهروندان کشورهای فقیر به کشورهای پیشرفته مهاجرت کنند . کمبود مسکن مناسب و عدم انطباق با قواعد ومعیارهای حاکم بر جوامع شهری باعث می شود که این دسته از مهاجران با سکونت در حاشیه شهر ، عملاً زندگی مجرمانه ای را آغاز کنند .

افزایش جرایمی نظیر سرقت و خرید ، فروش و استعمال مواد مخدر در این گونه افراد به صورت معضلی بزرگ درآمده است . بدیهی است سهم افراد خردسال در این میان بیش از سایرین است . مهاجران برای کسب درآمد ، اطفال خردسال را نیز وادار به کارهای کاذب کرده ، عملاً راه سوء استفاده از آنها را برای دیگران باز می گذارند و خود یا دیگران آنان را به تکدی ، سرقت ، جیب بری و یا خرید و فروش مواد مخدر وادار می کنند .

بعضی از استادان معتقدند که مهاجرتهای داخلی و بین المللی ، امروز یکی از دلایل عمده افزایش نرخ بزهکاری مخصوصاً در میان نسل اول مهاجران است .

4- پیشرفت و توسعه وسایل ارتباط جمعی به رغم تمامی مزایایی که داشته است دارای معایبی نیز هست . با توسعه وسایل تصویری از قبیل تلویزیون یا مجلات ، سینما ، رایانه ، اینترنت و ... اینگونه وسایل تبدیل به مدارس آموزشی مجرمانه ای برای اطفال و نوجوانان شده است . نمایش فیلمهای رزمی و جنگی ، افزایش صحنه های سرقت ماهرانه و افزایش صحنه های قبیح هر کدام در نوع خود باعث تاثیر منفی بر کودکان و گرایش آنان به اعمال مجرمانه مذکور شده است .

بدیهی است آشنایی با اینگونه مسائل هر روز بر میزان و گستره جرایم اطفال و نوجوانان می افزاید .

به عنوان مثال در ارزیابی برنامه های سه شبکه تلویزیون آمریکا یعنی ABC و NBC و CBS معلوم شده است که این شبکه ها در برنامه های خود در هر هفته 92 مورد حمله با اسلحه گرم ، 113 صحنه تجاوز به عنف ، 9 صحنه خفه کردن ، 168 صحنه نزاع با مشت و لگد و 179 مورد تخلف از قانون را نمایش         می دهند . از سوی دیگر ، هر کودک تا رسیدن به سن 14 سالگی جمعاً 13000 مورد قتل و تجاوز را مشاهده می کند .

به علاوه ، چون بیشتر تماشاچیان تلویزیون را طبقات فقیر و محروم جامعه تشکیل می دهند که به علت نداشتن سرگرمی متنوع دیگر به تلویزیون پناه می برند ، بنابراین تاثیر تلویزیون در ترغیب آنان به دزدی بیشتر بوده است .  

ویژگی های نوجوانان بزهکار :

درصد بالائی از بزهکاران تمایل شدید خویش را به فعالیتهای ماجراجویانه ابراز می دارند . معمولاً افرادی    بی قرار و نا آرام به دنبال هیجان می گردند ، در صورتی که پول در اختیار داشته باشند چندین بار در هفته به سینما می روند ، تا دیر وقت بیدار می مانند ، دزدیهای خود را بیشتر در تاریکی شب انجام می دهند ، کشیدن سیگار را خیلی زود آغاز می کنند و غالباً از خانه و خانواده فراریند ، و شب را در کنار خیابان به صبح می آورند .

هر چند بزهکاران از لحاظ عاطفی کم ثبات تر از غیر بزهکاران هستند ، ولی از لحاظ شخصیتی دارای انرژی زیاد ، پرخاشگری ، حادثه جویی و لجاجت بیشتری هستند . روان شناسان معتقدند که بزهکاران در مورد تنشهای عاطفی و مشکلات خویش بیشتر با عمل و رفتار مقابله می کنند تا درباره ی آنها بیندیشند .

کمتر به اطاعت و تسلیم در برابر بزرگسالان و به ویژه صاحبان قدرت تمایل دارند . حالت دفاعی شدید   دارند . کمتر به دیگران وابسته اند . به انگیزشهای دیگران با سوء ظن و بدگمانی می نگرند .

بزهکاران قانون شکن ، بیشترخود مدار هستند و ویژگی ها و گرایش های آنان از نقطه نظر سازگاری مطلوب در جامعه نامطلوب است . در عین حال نیز کمتر احساس بی پناهی ، اضطراب ، ترس از شکست در دل دارند .

پیشگیری و بازداری اطفال و نوجوانان در مقابل بزهکاری

روشهای درمانی بسیار زیادی برای درمان و کاهش بزهکاری مورد استفاده قرار گرفته است . اعتقاد عمومی بر این است که گسترش برنامه های اجتماعی نظیر : گواهی پیش از ازدواج ، تأسیس درمانگاههای ویژه برای زنان باردار و ایجاد زایشگاهها و درمانگاههای ویژه نوزادان ، برقراری و کمک هزینه های خانوادگی و بالا بردن سطح آموزش و پرورش ، روان درمانی فردی و گروهی ، خانواده درمانی ، اصلاح رفتار ، کارآموزی ، تفریح و مطالعه کتاب و چندین عامل دیگر ، متناسب ترین راه برای پیشگیری از ارتکاب بزهکاری اطفال و نوجوانان است .

 

 

ذیلاً نکاتی به عنوان راهکارهای پیشگیری و مقابله با زمینه های بروز ارتکاب جرم و بزه از طریق ایجاد محیطی آرام و سالم در خانواده مورد اشاره قرار می گیرند :

1- برقراری دوستی و تفاهم بین والدین : دوستی و تفاهم پدر و مادر موجب آسایش خاطر و اطمینان کودک و نوجوانان در خانواده می شود . از هنگامی که نوزاد چشم به جهان می گشاید به محبت ، لبخند ، مواظبت ونگهداری نیازمند است . از این رو اگر در موادری مشکلات و مسائلی در روابط پدر و مادر وجود داشته باشد ، لازم است این مسائل را نزد فرزندان آشکار نکنند یا احیاناً یکی در غیاب دیگری به انتقاد و بدگویی از طرف مقابل نپردازد . در روابط خانواده سعی شود با گذشت و سازش روابط صمیمانه را روز به روز مستحکم تر ساخته و با انتظارات نامعقول و سختگیری ، صمیمیت را به سردی و درگیری تبدیل نکنیم چرا که در این صورت اولین کسی که ضربه خواهد خورد ، فرزند معصوم و بی گناه است .

2- همبازی شدن با کودک و نوجوان : والدین باید امکان سرگرمی ، استراحت و تفریحات سالم را برای فرزندانشان فراهم کنند . شرکت در مسابقات ورزشی ، رفتن به پارک و ترتیب دادن مسافرتهای          دسته جمعی ، رفتن به باشگاههای ورزشی و تفریحی ، فرهنگی و مجامع دینی می تواند از بروز بزهکاری جلوگیری کند . تفریح و ورزش با کودکان و نوجوانان همیشه لذت بخش و شادی آفرین است .

3- دوری از رقابت در جلب محبت فرزندان : اگر والدین بخواهند که فرزندان آنها در کنارشان باقی بمانند و مسائل ساده باعث قطع ارتباط روحی آنان نشود ، باید بتوانند رابطه ای صمیمانه با فرزندان خود داشته باشند . علاوه بر این ، وجود رابطه صمیمانه میان والدین و فرزندان محیط خانه را به پناهگاهی عاطفی و امن برای فرزندان تبدیل می کند . آنها می توانند در آن آرام گیرند و احساس امنیت کنند .

اگر محیط خانواده برای اعضای آن یک محیط دوستانه باشد و دختر بتواند در مواقع حساس که با یک بحران روحی روبه رو می شود ، موضوع را با پدر و یا مادر خود مطرح کند ، قطعاً از بسیاری از انحرافات که در سر راهش قرار می گیرد ، جلوگیری خواهد شد .

4- عدم ایجاد ناسازگاری در محیط خانواده : ناسازگاری محیط خانواده ، کودکان و نوجوانان را تحت تاثیر قرار می دهد . اگر اختلافات والدین به طلاق و جدایی منتج می شود و طفل از محبت و توجه والدین یا یکی از آنها محروم می شود ، از محیط زندگی گریزان و اصولاً دلسرد و افسرده خواهد شد ، این وضع او را به انحراف ، لغزش و بزهکاری خواهد کشانید .

5- عدم پرخاشگری والدین نسبت به خود و یا نسبت به فرزندان : پرخاشگری والدین نسبت به یکدیگر و یا نسبت به فرزندان خود ، کودک را از محیط خانواده فراری وناراضی می سازد و ممکن است این عدم رضایت او را به سمت بزهکاری سوق دهد .

6- پرورش حس اعتماد به نفس : از دست دادن اعتماد به نفس موجب فلج شدن فکر و روح انسان     می شود ، او را از خود مأیوس و متکی و وابسته به دیگران بار می آورد . والدین به جای اینکه همواره روی نقاط ضعف فرزند خود انگشت بگذارند و بخواهند از طریق سرزنش او را اصلاح کنند ، باید در کنار نقاط ضعف بیشتر به نقاط مثبت و امتیازات او توجه کنند و در این زمینه او را تایید و تشویق کنند تا اعتماد به نفس او بیشتر شود . توجه به نقاط مثبت باعث ایجاد اعتماد نسبت به والدین و برقراری ارتباط روحی و عاطفی با آنها می شود .

7- حفظ شخصیت فرزندان : جوانان و نوجوانان دوست دارند که شخصیت آنان مورد توجه و احترام قرار گیرد و به همین سبب به صورتهای مختلف به ابراز شخصیت می پردازند .

اگر روزی دست به خطا زدند ، سعی می کنند که آن را از دید دیگران پنهان سازند تا خوار نشوند . از این حیث بهتر است :

اولاً ، از هر عملی که باعث خدشه دار کردن عزت و کرامت فرزندان می شود ، اجتناب کنیم . اهانت ،   تحقیر ، بکار بردن الفاظ طعن آلود ، سرکوفت زدن ، شکست ها را به رخ او کشیدن و سرزنش بی جا ، عواملی هستند که باعث از میان رفتن احساس شخصیت در فرزندان می شود .

ثانیاً ، برای اصلاح و معایب فرزندان خود از روش های غیر مستقیم استفاده کنیم .

ثالثاً ، اگر لازم آید که خطایی را بخواهیم بطور مستقیم یادآوری کنیم بهتر است این تذکر به صورت علنی و آشکار در حضور دیگران نباشد و یا اگر فرزند خودش عذر خواهی کرد باید عذر او را به راحتی پذیرفت .

8- مشورت با فرزندان : این مشورتها سبب می شود اولاً آنها احساس کنند که در خانواده به حساب    می آیند ، بدین ترتیب آنچه را که در دل دارند با والدین خود در میان می گذارند و همین امر سبب پیدایش صمیمیت و همدلی در خانواده می شود . ثانیاً اگر فرزندان مورد مشورت قرار گیرند این امر سبب می شود والدین به تدریج راه و روش فکر کردن و تصمیم گیری را به آنان بیاموزند . برخی از افراد با وجود برخورداری از تحصیلات عالی ، در تصمیم گیری بسیار ناتوان بوده و در زندگی اجتماعی و خانوادگی با مشکلات جدی روبه رو می شوند . این گونه افراد کسانی هستند که در محیط خانوادگی به درستی پرورش نیافته اند .

9- ابراز مهر و محبت به فرزندان : باید فرزندان را از مهر و محبت سیراب کرد . محبتی که فرزندان در خانواده می بیند ، موجب آرامش روانی آنها شده و همین آرامش روان آنها را از تمایل به بسیاری از      لغزش های اخلاقی باز می دارد . البته باید خاطر نشان نمود که تأکید بر محبت به معنای افراط نیست ، محبت باید چنان باشد که اولاً فرزندان بیش از حد وابسته بار نیایند و بتوانند در غیاب والدین روی پای خود بایستند و همواره خود را محتاج توجه و یاری آنها نبینند . ثانیاً فرزندان از خود راضی و پر توقع به بار   نیایند . چرا که هنگامی که وارد اجتماع می شوند چون توقعاتشان برآورده نمی شود ، سر خورده و مأیوس و افسرده می شوند .

پیشنهادات عملی :

1) ایجاد تدارکات تربیتی و آموزشی رسمی و به ویژه غیر رسمی در رابطه با محیط های خانوادگی و زندگی این نوجوانان ، در پیشگیری از بزهکاری و حتی کمک به نوجوانان پریشان احوال می تواند بسیار ارزشمند و مفید واقع شود . با این حال نباید فراموش کرد که این اقدامات نمی تواند به طور معجزه آسا در تغییر الگوهای شخصیتی افراد بزهکار ، عمل کند . ناپخته است که توقع داشته باشیم که فرضاً احداث یک مدرسه جدید در یک منطقه دور افتاده و یا ایجاد برنامه های آموزشی و تربیتی در تلویزیون برای خانواده ها و نوجوانان و مربیان و یا کمک مالی به یک خانواده از لحاظ روانی بی ثبات ، می تواند مشکل بزهکاری را در جامعه حل کند .

2) باید به موازات فعالیتهای رفاهی و تربیتی ، در نگرشها ، ارزشها و انگیزه های هر یک از افراد جامعه ، تغییرات بنیادی بوجود آید .

3) از جمله این تغییرات که می تواند بسیار موثر و کارآمد باشد تشکیل گروههای عمل در هر مرحله و منطقه است . که در آن نوجوانان فعالانه در امور و فعالیتهای مثبت محله خود مشارکت داشته باشند و سهیم باشند . از این راه ، نوجوان که در جستجوی معنا و ارزش می باشد ، و دارای انرژی بی نهایت است و هنوز هم به طور کامل مورد تحقیر واقع نگردیده است ، می تواند ارزشمندترین کوششهای خویش را در جهت شرایط بهتر زندگی و همیاری و خدمت به دیگران بکار گیرد .

4) نظارت و کنترل دقیقتر در مدارس از طریق نقش فعالتر و ارتباط نزدیکتر معلمان با نوجوانان .

5) برخوردهای جدی تر کادر قضائی و انتظامی با جرائم بزرگسالان .

6) برنامه های آموزشی و سرگرم کننده در جهت پیشگیری از بزهکاری و عواقب خطرناک آن از طریق رسانه های گروهی به ویژه تلویزیون .

7) زمینه سازی جهت رشد اخلاقی نوجوان بر اساس معیارهای صحیح اعتقادی و ارزشی حاکم بر جامعه .

8) ایجاد مراکز و محیطهای فرهنگی ، هنری و ورزشی و تفریحی سالم برای نوجوانان .

 

استراتژی های پیشگیری از بزهکاری

بهترین تمرین ها برای برنامه ریزی پیشگیری با توجه به نو بودن مسئله استفاده از روش های مطالعه طولی و طراحی تصادفی است .

ارزشیابی های زیادی در مورد برنامه های پیشگیری در همه سطوح انجام شده است لیکن نتایج این   پژوهش ها و ارزشیابی ها نتوانسته اند این ادعا را ثابت کنند که طرح های مداخله ای موفقند . مرکز کنترل بیماری های آمریکا ( Centers For Diseases Control : CDC ) استراتژی های جامعی را در مقابله با مسئله بزهکاری جوانان پیشنهاد کرده است که عبارتند از :

1-  استراتژی های خانواده گرا

این استراتژی ها مهارت هایی را جهت تمرین آماده کرده است مانند آموزش والدین در مورد روش های فرزند پروری ، مهارتهای ارتباطی بین کودک و خانواده و حل مشکلات کودک و خانواده بدون تخلف وتنبیه .

ملاقات ها خانگی ( home visit strategies ) که قادرند منابع خطرزا را در خانه معرفی کنند و    زمینه های راهنمایی لازم برای نگهداری و رشد سالم کودکان را در خانه فراهم کنند .

جدول 1 – استراتژی های پیشگیری از بزهکاری

جامعه

کنترل شخصی

رشد اجتماعی

خانواده

·   قبل از ازدواج : آموزش در مورد اهداف زندگی مشترک .

·   قبل از تشکیل نطفه : ممنوع کردن باروری برای کسانیکه در معرض عوامل خطر زای مختلف و چندگانه قرار گرفته اند ( این موضوع نقض قوانین حقوق بشر است . )

·   هنگام تولد : فراهم کردن شرایط مناسب برای وضع حمل به طوریکه تمام عوامل خطر را در نظر داشته باشند .

·   بعد از تولد : ایجاد وابستگی کودک به خانواده .

·  حمایت های جامعه در آماده کردن جوانان برای تشکیل خانواده .

·  حمایت های مربوطه به دوران بارداری .

·  مراقبت های حین زایمان توسط پزشک و تیم پزشکی .

·  تامین بهداشت

·  تامین مسکن

·  مراقبت از خانواده برای ایجاد وابستگی از طریق آموزش

·  افزایش تعداد سازمان های حمایتی

همتایان

·   آگاهی از قوانین اجتماعی

·   قطع ارتباط با دوستان بزهکار

·  درگیر کردن اطفال در فعالیت های اجتماعی سالم

·  شناساندن حس همکاری

مدرسه

· ایجاد نظم و انضباط

· تقویت رفتارهای مناسب از طریق پاداش دهی

· افزایش مهارت های اجتماعی و ارتباطی و زندگی

·  مشخص کردن ارزش های جامعه توسط مدرسه ، خانواده ، بچه ها

·  درگیر کردن بچه ها با تکالیف درسی به صورت      پروژه هایی گروهی

·  تعیین تکالیف درسی که بخشی از وقت کودکان به آن اختصاص یابد .

کار

·   شرایط ورود به کار طبق قانون تعریف شود ( محدودیت های مربوط به سن شروع کار رعایت شود . )

·   کار نیمه وقت بدون تنظیم قرارداد انجام شود .

·   حقوق زمان بیکاری پرداخت شود . (در مورد افرادی که شرایط احراز را دارند ) .

·  کار تمام وقت

·  آزادی صنعتی

·  ادغام کار با مطالعه

 

2-  استراتژی جامعه گرا

این استراتژی مهارت های لازم برای حل مشکل و مشکلات را فراهم می کند به طوریکه کودکان قادر باشند به جای برخورد بزهکارانه و متخلفانه مسئله را به طریق درست حل نمایند .

جدول 2 – گام های طراحی استراتژی های موثر پیشگیری و درمان

گام اول :

           تشخیص

اولین اقدام در موضع پیشگیری ، بررسی کمی و کیفی داده های قبلی است که به نوعی شیوع رفتارهای بزهکارانه را در جامعه تایید می کند . مقایسه مشکلات ، تبیین عوامل خطر ، آگاهی از آمار سازمان های مختلف بهداشتی تربیتی  ، نظر سنجی از جامعه و محققینی که در زمینه بزه مطالع    می کنند ضرورت دارد .

گام دوم :

         شناخت گروه هدف

بعد از تشخیص رفتار بزهکارانه ، جامعه درگیر را برای مداخله مشخص کنید . مطالعه در مورد ویژگی های گروه هدف و عوامل زمینه ای آن بر اساس برنامه ریزی و مشخص کردن استراتژی های مداخله است . توجه داشته باشید که استفاده از برنامه مداخله ای باید آسان و قابل دسترس باشد .

گام سوم :

 تبیین هدف ها و تحلیل آن

سومین اقدام مشخص کردن هدف های برنامه مداخله است .

تحلیل هدف ها از نظر قابلیت دسترسی و سهولت در دسترسی در این مرحله انجام می شود .

گام چهارم :

             طراحی و اجرا

این مرحله برای دسترسی به هدف ها برنامه ریزی می شود . منابع حمایت کننده و درگیر مشخص  می شوند . آموزش های لازم جهت مداخله صورت می گیرد و برنامه طراحی شده به اجرا در می آید .

گام پنجم :

           نظارت و ارزشیابی

در آخرین مرحله ، برای پایش و ارزیابی طرح مداخله برنامه ریزی می شود . نظارت در طول برنامه سبب می شود برنامه به همان نحو پیش بینی شده ،پیشرفت نماید . عمل ارزشیابی می تواند اثر بخشی برنامه و نکات قوت و ضعف را مشخص کند .

 

3-  استراتژی های پایشی

بیشتر بر پایه الگوهای تربیتی مثبت بزرگسالان استوار است و می تواند خطر رفتار بزهکارانه را کاهش دهد . در تدوین استراتژی ها مداخله توصیه هایی شده است که در جدول 2 خلاصه شده است .


 

منابع :

1-  آسیب شناسی اجتماعی ، هدایت ا... ستوده

2-  بزهکاری اطفال و نوجوانان ، دکتر هوشنگ شامبیاتی

3-  روان شناسی اجتماعی ، دکتر یوسف کریمی

4-  روان شناسی نوجوانان ، دکتر اسماعیل بیابانگرد

5-  روان شناسی نوجوانان و جوانان

6-  مبانی جامعه شناسی ، ترجمه منوچهر صبوری

7-  مجرم کیست و جرم شناسی چیست ؟ تألیف دکتر تاج زمان دانش

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه ششم اردیبهشت 1390ساعت 15:23  توسط حامد حسن پور  |